مردی بود مغرور

ولی تنها

و

با مرد حسرتی بود!

حسرت یک یار...

حسرت گفتار

حسرت دیدار

جا مانده از سالها هم آغوشی...

با یک خیال

یک انتظار...

 

یادت هست؟