ساقیا! آمدن عید مبارک بادت                        وآن مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایّام فراق               برگرفتی ز حریفان دل و دل‌می‌دادت
برسان بندگیِ دختر رَزْ، گو بِدَرآی                    که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست          جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت              بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور، کزآن تفرقه‌ات بازآورد                 طالع ناموَر و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولتِ این کشتیِ نوح         ور نه طوفان حوادث ببرد بُنیادت

صدا : یک دوست

سلام خدمت دوستان ، اول از کسانی که برای راهنمایی بلاگ منو انتخاب می کنند سپاسگزارم. خیلی حس خوبی بهم دست میده وقتی به بلاگ نویس کمک میکنم! خودم همچین دورانه رو سپری کردم البته با یه روش دیگه!


بلاخره امروزه امتحاناتم تموم شد و یه نفس تازه گرفتم ؛ ساعت 7:0 دو تا امتحان با هم داشتم ، بد نبود خوب هم نبود . ساعت 7:9 به دانشگاه رسیدم بعد طی کردن حدود 100 کیلومتر :( ! . اصن من همه ترس و دلهره ام نرسیدن به جلسه بود ! والان فقظ خدا کنه استاد پروژه وقت تحویل رو اعلام کنند که تحویل بدهیم و دیگه خیالم راحت راحت شه از دانشگاه!...

پ.ن : نظرات و درخواست بلاگ نویسان را چک میکنم و به همشون پاسخ میدم و قالب های که برای ترجمه به بلاگ هستن رو کد میکنم و میذارم.

سلام خدمت دوستان ، فعلا  بعضی آموزش های وبلاگ دیرتر بروز رسانی می شوند ، ولی آموزش ایجاد سایت شخصی به صورت مرتب اپدیت میشه ولی با تاخیر ؛ اخه پروژه پایان دوره بنده کدنویسی یک سایت شخصی با php  هستش و با موضوع آموزشمون مرتبطه! واس همینه که این آموزش پا برجاست! :) .

مرسی از دوستانی که با نظرات خود من را برای قرار دادن این آموزش ها همراهی میکنند.موفق باشید.

ساعت 4 صبح  ، هوا سرد بخصوص اگه کنار دریا باشی ! و باد خنکی هم بوزد! تنم میلرزه یکم ! ولی همین که میبینم بقیه  چطور با شور شوق سوار قایق میشن سرما یادم میره ! سوار قایق میشم انگشتام خیس و از سرما بی حس!

باز آمد روزای امتحان 

باز آمد شبای بیداری مان

امتحان

ان شاالله همه موفق باشن و بخصوص همه کامپیوتری ها !

" خسته شدم از دانشگاه ، بزودی فارغ از تحصیل میشم و یه استراحت مفصل میرم به ******"!

گله دارم!
 کاش دستهایت برای آرزوهایم آبی بود!
گله دارم ،حق دارم ،خوش خیال بودی ،باید خوش پیمان  می ماندی
من پاداش سادگی وصداقت را از نگاهایت می خواهم که به جرم خیرگی سهم داشتند
احساس مان بد جای گره خورد،در جوار رسیدن ،در جوار سبز شدن
آه